سيد محمد دامادى
143
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
شد نافِ معطّر سببِ كشتنِ آهو * شد طبعِ موافق سببِ بستنِ كفتار [ كليله و دمنه چاپ مينوى / 104 ] دشمن طاووس آمد پرِّ او * اى بسى شه را بكشته فرِّ او [ مثنوى دفتر اوّل / بيت 208 ص 15 طبع نيكلسون ] تَظَلُّ الطَّيْرُ تَصْفِرُ آمِناتٍ * و لِلتَّغْريدِ قَدْ حُبِسَ الهزارُ [ ابنُّ الرُّومى ] كقول الأرّجانيّ : كالصَحْو يَرْتَعُ فى الرياضِ و إنَّما * حُبِسَ الهزارُ لِأنَّهُ يَتَرَنَّمُ [ متنبّى و سعدى 218 ] قد يُهْلِكُ الإنْسانَ كَثْرَةُ مالِه * كَما يُذْبح الطّاووسُ مِنْ أجلِ ريشه ثعالبى ، ( التمثيل و المحاضرة ) ص 128 [ ابو الفضل عبيد اللّه بن احمد الميكالى متوفّى 436 ه ق ] خطا كردى اى بلبلِ خوش نَفَسْ * كه چهچه زدى تا شدى در قفس سمور ؛ پستاندارى از ردهء گوشتخواران كه تيرهء خاصّ به نام تيرهء سموريان را به وجود مىآورد . و داراى قدى در حدود هفتاد سانتيمتر و موهايى خاكسترى مايل به تيره است و لكّههاى سفيد در زير گردن دارد . جانورى است كه شبها جهت شكار از لانهاش خارج مىشود و به لانههاى مرغان و كبوتران حمله مىكند و با بىرحمى شديد ، آنها را مىكشد [ مشهور است به قدرى پرندگان اهلى را مىكشد كه از خون آنها گيج و مست مىشود . از پوستش پوستينها سازند و پوست حيوان مذكور را نيز سمور گويند .